20 ودو ماه
مثل یک خواب می ماند نمی گویم کابوس عسلم می گویم خواب ! لحظه های خوب هم بوده آخر !!! این ماهها را می گویم این روزها را ،اردیبهشت تا آذر را ، فاصله پانزده تا بیست و دو !!! هفت ماه گذشته را ... هفت ماه !!!!هفت ؟؟؟ عجب چه زود گذشت !!!!گرچه اگر برگردم به اردیبهشت وآن روزهای خوبی که آخرین مطلب وبلاگت بود روزهایی که به من و تو خوش گذشت اگر برگردم به ان روزها شاید عوض میکردم این تصمیم بزرگی که گرفتم و پدر را هم قانع کردم که بزرگترین تحول زندگیش را تجربه کند شاید جور دیگری ، راه دیگری ، تصمیم دیگری ،شاید مسیر دیگری بر میگزیدیم ...که البته انموقع نبود... دیگر چاره ای ،راه دیگری به نظرمان نمی رسید ... بگذریم به امید ...










